شمارهٔ ۱۷۷

تا عشق فکند در دلم تاب چو شمع
یک لمحه ندید دیده‌ام خواب چو شمع
فریاد ز مشرب سمندر زادم
زآتش رگ جان من خورد آب چو شمع